Home arrow Blog
Thursday, 09 September 2010
سفرنامه بیروت (ایران سی سال پیش) PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 18-08-2010 16:31

Views : 36

Favoured : 5

Published in : post, Daily Post


سفر به ایران سی سال پیش

 

بعضی از سفرها کلن چشمتو باز میکنه به دنیا یه سری از حقایق ی که اصولا کسی بهت نمیگه و نمی خواد بگه ، شرایط زندگی تو ایران اینه که ماها یه پیش فرض ایی نسبت به یه جاهایی تو دنیا داریم که وقتی پاتو میزاری اونجا میشی مثل آلیس در سرزمین عجایب یکی از اون جاها بیروت هست..یادمه 3 سال پیش یه پروزه معماری بهم پیشنهاد شد تو بیروت و من با پیش فرض ام از لبنان که تشکیل میشه از هلکوپتر های آپاچی که آماده ان بهت شلیک کنن، سید حسن، جنگ، اردوگاه ، عملیات انتحاری، گروه های تند رو ، ...حتی لحظهای به گرفتن پروژه فکر نکردم حالا هفته پیش یه موقعیتی پیش اومد که برم بیروت...بماند که واسه گرفتن ویزاش که سی تومن هست صد تومن پول دادم به همون مسئول سفارت و البته بازم بماند که بلیت فرست کلاس گرفتم ولی وقتی رفتم فرودگاه دیدم پرواز عوض شده و هواپیمای جدید ایرباس 320 جای فرست کلاس نداره و واسه همین که اسممون تو لیست پرواز جدید نیست و این یعنی 2 ساعت معطلی ، استرس و رفتن از سالن پروازهای خارجی به سالن پروازای داخلی و ترافیک ایران ایر و این حرفا...القصه...

 

بیروت رو اگه پیشرفت تکنولوژی رو تو این سی سال به حساب نیاریم یعنی تهران و رامسر سی سال پیش..من خیلی دوست داشتم که تهران سی سال پیش و ببینم همیشه تعریف اش و میشنیدم و یه سری تصویر میدیدم و تو ذهنم یه تصویر خیالی میساختم ولی یه نمونه حی و زندهش اون بیرون هست ..تو بیروت هیچ خبری از تمام پیش فرض ا نبود...مردم تا سه صبح تو کافه و بار و کنار ساحل میچرخن مسلمونا و مسیحا خیلی راحت کنار هم زندگی میکنن و کاری به کار هم ندارن...میتونی کنار ساحل یا تو خیابون یه سری مسلمون ببینی با حجاب کامل و کنارشون ملت و که خیلی آزاد لباس پوشیدن و با بیکینی کنارشون راه میرن...بدون  استثنا تمامی بیروتیا عربی و فرانسه و انگلیسی روون صحبت میکنن و اونقدر بعضی وقتا تو یه جملشون از هر سه تا زبون استفاده میکنن حرفاشون واسه توریستا نامفهوم میشه...آخرین مد ها و دیزاین ها رو میتونی تو خیابون ببینی..اروپا جلوشون انصافا کم میاره بدجور...تمام برند هی لباس ای مارک دار، کمپانیای چند ملیتی ، بانک ای خارجی اونجا شعبه دارن ...تو سواحل خصوصی که عموما ورودیشون بین سی تا پنجاه دلاره...ملت تمام روزایه هفته وول میزنن و آفتاب میگرن و کلی از این بچه مسلمونا رو میبینی که رو دست و پشتشون یا زهرا و یا الله و اینا خالکوبی کردن ولی همون وسط آب با دوست دختراشون مشغول معاشقه هستن...خلاصه تعریف یاش زیاده...اگه پولی دستتون اومد و وقتتون خالی بود بیروت و از دست ندین... از اون سفرهاییه که بسیار تو صیه میکنم

 

 

پی نوشت : حتما محله حمرا، جمیزه و خط ساحلی منتهی به حمرا و دانشگاه آمریکایی بیروت و زیاد بچرخین...معماری خاص زیادی نداره..وقتتون و در رفتن به بلبک و جونیه و طرابلس هدر نکنین تا میتونین تو خود بیروت بچرخین...از دیدن ارتش تو خیابونا نترسین..کاری بهتون ندارن ولی زیاد از در و دیوار عکس نگیرین ....زعتر و لحمه و کشک اونجا جز غذا های سنتی ه و خیلی ازرون هم هست کمتر از هزار تومن حتمن امتحان کنین..نوشیدنی المزا هم رو از دست ندین...چونه هم زیاد بزنین مخصوصا با تاکسی ها ...کلن از رانندگیشونم لذت میبرین بد جور حالا برین ملتفت میشین

 

 


lebonan+lesbian = lebsian!!!!

 

 

 

 

 Martyre square

 


 

 new urban development on waterfront

 

 

 beirut beach

 

 

 one of the longest pedestrain protected beach i've ever seen aftter spain

 

 

 fishing 

 

 

 

 

 

 roche: also known as suiside rock  or lovers rock , of of the tourist atraction in Beirut

 


saint George swimming and yatch club!!!

 


Last update : 18-08-2010 17:29

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
why we never progress PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 13-08-2010 02:46

Views : 49

Favoured : 8

Published in : post, Daily Post


دو صد گفته چون نیم کردار نیست
 
از شاهکارهای شهرداری احتمالا منطقه 11 مشهد..پایتخت معنوی ایران اینه که امروز دیدم یه پرنده فروشی رو با پرنده اش تو قفس پلمپ کردن ، اشتباه نکنین اینجا صحرای کربلا نیست...نوار غزه هم نیست اینجا مشهده پایتخت معنوی ایران..و امام رضا ضامن آهو بوده مثلا ..حالا یه شهرداری پول دوست و یه مامور اجرای احکام یا یه پلیس ساختمون بی فکر احمق بی دین بی وجدان میاد واسه چند پول سیاه گرفتن بزور از مالک به بهانه پروانه تجاری پرنده فروشی رو با پرنده های زندهش تو قفس پلمپ میکنه ..اسناد و مدارکشم موجود به ضمیمه....خدا رو شکر شبی دیدم پرنده فروش از ترس جون پرنده ها پلمپ و شکسته...بحث اصن سیاسی و جناحی نیست خیلی دردآور تر از یناست...ما بین چه جور آدمایی زندگی میکنیم
 
 


Last update : 13-08-2010 02:46

پیغام comment (3) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
.... PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 13-08-2010 00:54

Views : 20

Favoured : 7

Published in : post, Daily Post


اگه این دغدغه های زنده گهی فعلی زمان بده و انرژی بزاره این پست ا رو شاید همشو تو یه روز بنویسم

حدیث طرح 6 و رضوانی، حدیث طرح7 و پایان نامه...و البته یه پست اختصاصی واسه طرح فنی و شجاعی.....به همراه یه سفرنامه اساسی از بیروت و ماجرایه این سفارت خونه ایران و البته یه مرثیه واسیه یه دوست..که الان روحش شاد


Last update : 13-08-2010 00:54

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
زنده گهی شایدم زنده گاهی PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 31-07-2010 23:52

Views : 105

Favoured : 12

Published in : post, Daily Post


نزدیک یه سال بود که از این دیالوگ ا تو زنده گاهی یم خبری نبود گوش جان بسپارید به تکه هایی

 

"ببین چرا میخوای پراید بخری ، ک س خلی پاشو برو زانتیا بخر داف خورش بالاست"

 .

.

.

"سن تو ازت پرسیدن بگو متولد 65 ای الان سن خر و داری موهاتم که ریخت باید دونبال دو متر قبر جا باشی...خلاصه داف ا رو نپرون  بگو 25 سالته"

.

.

.

.

"آقا زانتیا نخر دیوانه برو مگان بخر ، میدونی یعنی چی مگان یعنی م گااا ن (مصدر نامشخص از فعل گ ای ی دن )، فهمیدی تو ، فقط مگانننن"

...

 

 

این خلاصه ای بود از چند مونولوگ علقل اندر فصیح که سعی در فهموندن زندهگی به من داشتند ...عجب زنده گهی است ولی وحشتناک واقعیه خیلی بیشتر از چند ماه زنده گاهی گذشته


Last update : 01-08-2010 00:06

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
می خوام PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 30-07-2010 03:48

Views : 96

Favoured : 8

Published in : post, Daily Post


می خوام این مکس و رویت و اسکچ آپ و این آدم یاد بگیرم
می خوام یه فیلم کوتاه بسازم
می خوام 2 تا مسابقه معماری شرکت کنم
می خوام آشپزی مو تکمیل کنم
می خوام این نجات غریق لعنتی رو بگیرم
می خوام برم کنار ساحل رو شنا
می خوام گیتار بزنم
می خوام یه جمعی پیدا کنم برم فری دیسکاشن فرانسه تا این نیمچه سوادم فراموش نشه
می خوام کنار ساحل گوش کنم به یه کتاب اودیو کمی تا قسمتی سکشولانه که دانلود کردم
می خوام بشینم یه دل سیر فیلم ببینم
می خوام اون فیلم نامه ای که سه ساله میخوام بنویسم و بلاخره بنویسم
می خوام برم نیویورک ،بیست روز دیگه بیشتر ویزا ندارم...ولی حال سفر هم ندارم
می خوام تولد و تو میدون تایمز جشن بگیرم ولی انرژی ندارم
می خوام شر یکی شونو کم کنم دوتا قایمکی دردسره (بیراه نرین ، منظورم آدرس ایمیله
می خوام
می خوام
 
 
 
 
راستی من چی نمی خوام همشم 6 ماه پر پرش وقت دارم...بعدش یه هجرت طولانی ، نه من مانم و نه من می خوام
 

Last update : 30-07-2010 03:48

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
رو یا جعل نکنید PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 20-07-2010 18:50

Views : 180

Favoured : 7

Published in : post, Daily Post


داره توی اتاق هی از این طرف به اون طرف میره تند تند، دو تا دستاشو میکنه توی موهاش و چنگشون میزنه...بعد از چندتا دور اتاق زدن یه آه میکشه و دو باره ریتم و تکرار میکنه ، میگم چته، میگه اگه نتونم برم چی ، آخه من از "سوم راهنمایی می خواستم برم آمریکا" ...تو این لحظه عوقم میگیره..دیگه بیشتر نمی تونم تحمل کنم هر چند که در ضمیر ناخداگاش میدونم تمام حرفام و میزاره به حساب حسادت ولی نمیتونم نگم ...بهش میگم این چه رویایی ه تو داری مگه وقتی سوم راهنمایی بودی از آمریکا چی میدونستی بابات آمریکا بوده یا مامانت اصن چطوری تو یه دفعه رویات شد رفتن به آمریکا که حالا بعد ده سال درس خوندن از اون موقع و عذاب و زجر دادن دور و بریات...حالا که یه خورده مشکل تو راه رفتنت ایجاد شده این طوری خودت و به در و دیوار میزنی و این قرص ای سبز و سفید اعصاب و سر میکشی ها؟؟؟؟....تو مگه از آمریکا ده سال پیش چی دیدی؟...بر مگرده با لحنی که معلومه اصن گوش نداده بهش چی گفتم میگه من میخوام آدم بزرگی بشم تو دنیا بین المللی شم...و من همچنان مات و مبهوت از اینکه به اصطلاح نخبه های علمی این مملکت چرا اینقدر بچه گانه فکر میکنن ..بهش میگم یعنی چی بین المللی شدن ..بر میگرده میگه میخوام محقق بخش تحقیقات شرکت دوپون شم ..و تو این لحظه ست که من نمی دونم سرم و کجا بزنم ...بهش میگم ...یعنی این شد بین المللی شدن؟؟؟؟...این رویای تو در حد همین منشی شرکتتونه که دلش کلی میخواسته بشه منشی شرکت فلان ..این همون قضیه مساوی بودن دو کسر ه مثل دو سوم و چهار ششم...اینا همشون ماهیتا یکین و اونم تو این مورد تو یعنی کارگر یه جایی و برده یکی شدن...اینم شد رویا..از تو نخبه دانش گا شریفی بعیده....ولی چه کنم که میخ آهنی نرود بر سنگ..... و آیه شریف ه "عقل ذاتی گر نباشد در وجود عقل تحصیلی ندارد هیچ سود" مصداق حالشونه....الان بعد از یه سفر 48 ساعته که 24 ساعتش تو راه بودم برگشتم خسته از سفر ولی خسته تر از این واقعیت که آدما و متاسفانه تحصیل کرده ها و نخبه ها مثلا چه طور احمقانه واسه خودشون رویا جعل میکنن و به دنبال یه رویای جعلی زندگی نکبت بارشون و میپوشونن و خودشون و دور و بریاشون و سعی میکنن گول بزنن یه جور استتار واسه تمام شکست ای زندگیییی....رویا خوبه خیلی خوب ولی واقعیششش و اصلیش...نه یه رویای جعلی نه یه توهم  جعلی ......رویا جعل نکنید

 

2/3=4/6=8/12=16/24=32/48  (میبینی این کسر ا همشون یه ماهیت دارن فقط عدداشون وحرفاشون هی گنده میشه وگر نه فرقی بین منشی شرکت فلان در ایران با آر انددی شدن در دوپون نداره )...بصیرتم خوبچ چیزیه والا


Last update : 22-07-2010 13:06

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
تزئینات جنایت است ، شاید PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 17-07-2010 17:12

Views : 247

Favoured : 7

Published in : post, Daily Post


از مواهب ولایت اینه که موقعی هنوز تازه رسیدی و خورشیدی تو هشت دقیقه طلاییش ، کلا همه چی آرومه و خوبه همه هم مهربون ..واسه همین امروز مادر گرامی میخواست به شازده پسرش یه حالی بده و سالادی که من درست کردمو تزئین کنه با هویج و پیاز یه شکل یه گل هشت پر خیلی تو پر قشنگ ، از اون مدل ایی که میزارن سر سفره نامزدی و این حرفا ...خلاصه همه غذاها تو ایکی ثانیه رفت به خندق بلا ولی همین تزئینا رو هیچکی دلش نیومد بخوره یه لقمیه چپش کنه..همه خواستن بهش نگا کنن و لذت ببرن..بعد الان داشتم فکر میکردم که اگه به قول میس لوس تزئینات جنایت ه که مصداقشم همین تزئینات خورده نشده سر سفره ماست پس چطور باید به هم ابراز محبت و عشق و علاقه کنیم ...چطور سر سفره مادر گرامی باید به شازده پسرش حال بده غیر از گفتن و اصرار یه خوردن بیشتر برای ازدیاد "زوایای پنهان و اشکار " ...ها ؟ چطور؟...

 

 


 


Last update : 22-07-2010 13:05

پیغام comment (4) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
فراموشی PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 15-07-2010 19:57

Views : 248

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


اینکه خودت و به خری بزنی و ملت فکر کنن که اسکلی و خری کلا حال میده...اینکه بهانه کنی فینال و بری پارک ملت و یه پوست اندازی کنی ...از این فینال و فوتبالش یه بهانه بسازی واسه سعی در شاد شدن  و جیغ کشیدن و اروم شی و آدرنالین به بهانه غیر از بهانه های روزمره وارد خونت کنی....بازم واسه یادآوری به خودم زندگی سخت آسان و زجر آور زیباست
 
 
 
 اینم یه بهانه واسه لذت بردن و فراموشی و ک... لغ دنیا ، فینال جام جهانی بازی اسپانیا هلند ، مکان پارک ملت تهران ( ببخشید همان امت تهران)...در حال تشویق کاسیاس....عکاس ناشناس (م) وسلام

Last update : 15-07-2010 19:57

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
فوتبالانه PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 09-07-2010 16:56

Views : 184

Favoured : 7

Published in : post, Daily Post


دو شباهت فوتبال با زندگی خیلی واسم جالبه اول اینکه اگه قشنگ بازی کنی و تمام ملت از نگاه کردن به بازیت و لایف استایلت حال کنن و سوت وکف بزنن هیچ ضمانتی واسه پیروز شدن نداری بلکه بسیار محتمل که چهارتا هم بخوری و سوسک شی..و بعد یه آدمی که هیچ نمی فهمه همه چیزایی که تو واسشون رویا پردازی کردی رو جارو میکنه میره

.

.

.

.

دومی اینه که من کلن خیلی به این توپ فوتبال فکر میکنم ، دو تا تیم داریم کلی بچه مشهور توشن یه سری داور و عکاس و تماشاچی...بعد یه توپی داریم تو زمین که هی بچه مشهورا بهش لگد میزنن و اون از درد به خودش میپیچه و هی کلایمکس میشه هی دست بدست میشه..واسش فرقی نمیکنه که تو پای کی باشه و تو تور کدوم دروازه، فقط میخواد تو زمین باشه و لگد ای سوپر استارا رو رو تنش حس کنه...بازی که تموم میشه هیچ چیزس ازش نمیمونه..هیچ خاطرهای ..هیچ افتخاری ...جز یه تن کگد مال شده و حسرت بودن تو یه بازی دیگه....توپ بدبخت ترین و بیچاره ترین و گمنام ترین روسپی تو زمین فوتبال و تو زمین زندگیست


Last update : 09-07-2010 16:56

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
آلمان اسپانیا...زیر پوست شهر PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 09-07-2010 14:10

Views : 183

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


خوشم اومد آلمان سوسک شد...دیدن فوتبال در فضای شهری بین کلی آدم که هی قلیون میکشن و کلن بی کلاسن ، چقدر حال میده در جمع آدمای بی ادعا ی بی کلاس بود...چقدر خوبه این فوتبالا رو تو پارکا پخش میکنن...دم مشهدی خلبان شهردار چشم آبی موبور تهران گرم
 
 
 


Last update : 09-07-2010 14:10

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
اینجا..آرامگاه ابدی و خانه فروغ (فرخ زاد) است PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 04-07-2010 12:50

Views : 151

Favoured : 7

Published in : post, Daily Post


تهران و دوست دارم از این بابت که همیشه یه چیزی واسه کشف کردن داره همین چند روز پیش با یکی از بچه ها رفتیم سر یه |پروژه مسکونی و بنده خدا تعریف میکرد که پنت هاوس مجموعه هفت و نیم میلیارد فروش رفته از این حرفا ، حالا دیروز علی بابا من و ورداشت و برد گفت میخوام ببرمت پیش فروغ..رفتیم و رفتیم تا دوباره به همون پروژه رسیدیم و من سعی میکردم ادای آدم ای که خیلی از بیزینس سزشون میشه رو در ارم که علی میدونی پنت هاوی این خونه اینقدر بوده که با یه پیچ یه دفعه خودمو جلوی یه سردری دیدم که نوشته بود ظهیر الدوله...رفتیم تو آرامگاه خصوصی ظهیرالدوله خونه ابدی کلی از آدماییه که تاریخ معاصر و رقم زدن ..بگیر از ارتشی مث پسیان ، شاعر مث فروغ ، خواننده مث قمرالملوک وزیری ، سیاسی مث دختر کاشانی و چندین و چند شازده قجری و دیگه کلی آدم دیگه....خوندن نوشته های رو سنگ قبر اینا هم خالی از لطف نیست...کلی نکته داره توش...اگه یه روزی فرصت کردین برین و ببینین چون احتمالا تو دعوای بین ساخت پنت هوس و پروژه تاریخ زدایی با سنگ قبر این ادما حتما دوتای اول پیروز میشن و به بهانه اقتصادی این نقطه از تاریخ هم با بلدوزر پاک میشه..........حس عجیبی بود وقتی دیدم یه جوونی که از سر و وضعش پیدا بود که واسه اومدن به اونجا با هزار مشقت و بلیط اتوبوس خودشو رسونده بعد میره سر هر کدوم از قبرا و بالاشون یه آهنگ از آهنگای خود مرده میزاره با موبایلش و میره تو عالم خودش..یا اینکه یکی دیگه نشته کنار قبر فروغ و ساعت ها بهش زل میزنه و با یه گلدون شکسته هی آب میاره و میریزه ..این شعر رو سنگ قبر فروغ بود

 

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی-برای من

ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 

 

پی نوشت : خدا علی بابا رو از ما نگیره و خدا کنه چهل دزد بغداد و شکست بده یه رفیق مث علی بابا از صدتا رفیق آرشیتکت بهتره ولله

 

 

 

 خانه ابدی فروغ فرخ زاد

 

 

 

قمر الملوک وزیری

 

 

 

علی صفا

 

 

 

دختر کاشانی


Last update : 04-07-2010 13:24

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
حس مکان PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 28-06-2010 23:10

Views : 67

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


تهران یعنی: خانه هنرمندان و کافی شاپش،مجسمه های توی باغ، کافه خودمونی ، مترو ، باشگاه انقلاب ، نون بربری، ماست خامه ای و یار
مشهد یعنی: بستنی توپولی، طرقبه ، دیزی، ابمیوه سجاد، سگم ژولی ،خونه

Last update : 28-06-2010 23:10

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
روز مرد PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 26-06-2010 16:09

Views : 60

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


و به قولی :

 

"

روز مرد، روز صاحبان قلب سرد،روز منت کشان سر شب،روز مزاحمان نصف شب،بر شما دلاور مردان پنجشنبه شب مبارک"

 


Last update : 26-06-2010 16:09

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
why we never progress PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 21-06-2010 02:10

Views : 48

Favoured : 9

Published in : post, Daily Post


یک مقام نیمچه مسئول:
خلاقیت و دوساعته بهشون یا دادم
نوآوری رو یه ورک شاپ گذاشتیم ، نصف روز ، یادگرفتن
مبانی شرکت وحساب داری و وام گرفتن و واسشون تو یه ساعت شرح دادم
حالا دیگه این صد و اندی نفر خلاق شدن و کار آفرین..دیگه لازم نیست دولت  نگران اشتغال شون باشه
 
 

Last update : 21-06-2010 02:10

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
و شاید آخرین اختلاط PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 19-06-2010 03:34

Views : 68

Favoured : 9

Published in : post, Daily Post


حیاط و آبپاشی کردم و قالیچه ها رو رو ایون پهن کردم بساط چای و اوردمو به صحبتاش گوش میدم ، نرگس خاتون درحالیکه استکان چایشو بر میداره و اونقدر دستاش میلرزه که نصفش میریزه رو قالی  ادامه میده به اختلاط کردن (صحبت کردن) یه داستانی رو که ده بار شنیدم ولی بازم برای یه باره دیگه جذاب هست، با نرگس خاتون قشنگ ترین لحظات عمرم و گذرونده ام و تا امروز آماده نبودم که بزارم بره ، خودشم اینو میدونه ، یه جوری به چشام نگاه میکنه و از شرایط میناله که میخواد ازم با زبون بی زبونی "بزار برم" سر نماز اونقدر فرتوت شده که دیگه نشسته میخونه و حتی کلی از ذکرا رو فراموش میکنه ولی بعضی وقتا دعاشو میشنوم و اشکاشو میبینم که داره از خدامیخواد که بره ولی این وابستگی بین منو او اون مثل اینکه خدا رو تو رودرباسی انداخته و نگرش داشته واسه من...امروز حس کردم که آمادهام واسه رفتنش ، آره نرگس خاتون مدرن ترین و شجاع ترین انسانی که تا حالا دیدم تنها ژن مشترک من با بخارا ، تنها نرگسی که واقعا خاتون بود...من امروز یه جوری اماده رفتنش شدم با اینکه سالیان سال رفتنشو تو ذهن مریضم تجسم میکردم و صد بار رو سنگ قبرشو تو رویاهام نوشتم ولی این دفعه حتمیه یه چیزی داره بهم میگه بزار بره ...من هنوز میخوام ببرمش  با خودم به سرزمین رویاها ولی اصرار داره که بره...این شاید آخرین اختلاطم با نرگس خاتون باشه..یک رویای شیرین..یه دنیا رنج...و کلی چیزای قشنگ..بدرود نرگس خاتون بدرود
 


Last update : 19-06-2010 03:34

پیغام comment (4) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
تفریحات ناسالم به قولی!! PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 19-06-2010 01:05

Views : 45

Favoured : 6

Published in : post, Daily Post


هیچی مث یه توت نطلبیده منو یاد مشهدو مشهدیا و خونه وخاطرات بالارفتن از درخت ا تو خیابون و آجر پرت کردنواسه یه مشت توت نمیندازه..آسفالتای لزج و دنبال توت سالم گشتن و دوغ روش....بفرما توت
 


Last update : 19-06-2010 01:05

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
معتادان مسابقه، اعتیاد بلی خانمان سوز PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 09-06-2010 17:39

Views : 55

Favoured : 9

Published in : post, Daily Post


بعد کلی سال شرکت تو انواع و اقسام مسابقات معماری و کسب چند تا مقام وجایزه..اینیکی از تجربه های منه که باید خیلی هوشمند بود تو مسابقه شرکت کردن مخصوصا تو معماری..والبته کلی از عزیزان که افتادن رو موج شرکت در مسابقه بعضی وقتی ا میان و میگن بیا اینو شرکت کنیم و من تقریبا همیشه بعد از دیدن مدارک مسابقه میگم به درد نمیخوره من نیستم شما هم پول و زمان نزار...از اونجایی که خیلی بهم گوش میدن ..میرن و شرکت میکنن و بعد چنتا مسابقه که به جایی نمیرسه دپ میشن و معماری رو میبوسن میزازن کنار....آخرین تجربه یه همچین مسابقاتی این مسابقه طراحی این موزه فرهنگ دریایی و موسیقی تو تایوان بود که یکی از بچه ها از ایران و یه شرکتی اینجا تو المان گفتن بیا کار کنیم و من گفتم ..نه..که این ره به کردستان است و چرنده...حالا یه روز بعد اتمام زمان تحویل اثار...برگزار کننده ها یه اطلائیه گذاشتن رو سایت که برای برگزاری بدون نقص مسابقه ، مسابقه به حالت تعلیق در اوردیم و تمام طرح های رسیده رو بدون باز کردن برمیگردونیم....هه..هه.هه...حالا خر بیار و باقلی بیار..این اتفاق درست بعد زمان اتمام ارسال طرح ها افتاده..یعنی اینکه کلی شرکت و معمار بدبخت بیچاره هزاران دلار هزینه کردن از آماده سازی مدارک تا پست اون (برین نگاه کنین مدارکی که می خواست)..بعد یهو میگن زکییی
این مهندس المانی که داره میزنه تو سرش حدود 10000 یورو ناقابل خرج کرد ..امیدوارم دوست ایرانیمون حداقل به حرف کرده باشه و شرکت نکرده باشه...به قول کونفسیوس برای هر کس سه راه وجود دارد..راه اول از تجربه میگذرد که سخت ترین راه است راه دوم از تقلید میگذرد که اسان ترین راه است و راه سوم از تفکر میگذرد که والاترین راه است.....جون هر کی دوست دارین اینجوری مسابقه چرند شرکت نکنین ..چون هم بازار و خراب میکنین و سطح توقع کارفرما رو میبرین بالا ، قیمت و حق الزحمه پروژه ها رو کاهش میدین و هم خودتون دپ میشین و معماری رو میبوسین میزارین تو تاقچه
 
 
"
Kaohsiung Maritime Cultural & Popular Music Center Design and Construction Supervision Service Project International Competition
Tender Opening Result:
The competition is temporary suspended.
2010/06/08
 


Date: June 8th, 2010

Dear Competition Participants:

Thank you for your participation in the Kaohsiung Maritime Cultural & Popular Music Center International Competition Project.

In order to ensure the process of the competition is conduced flawlessly, after thoughtful consideration, Kaohsiung City Government has decided to temporary suspend the competition. The delivered proposals will be returned without opening as soon as possible. For further information about the re-announcement of the competition, please visit our web site at: www.kpop.com.tw.

I hope you can accept my sincerely apology. Thank you for your understanding.

Sincerely Yours,

Construction Office, Public Works Bureau,
Kaohsiung City Government, Taiwan, R.O.C.

"

Last update : 09-06-2010 17:58

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
تقاضای بی شرماانه نفرمایید PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 09-06-2010 14:10

Views : 49

Favoured : 8

Published in : post, Daily Post


دوستان ،خوبان ، آشنایان ، خویشان ، همکاران...لطفادیگه تقاضای خریدانواع و اقسام لباس زیر از باکسر و بیکینی و ستریب لس و یه تیکه و دو تیکه و سوتین شیشه ای...مارک دار و قص علی هذا نفرمایید

Last update : 09-06-2010 14:10

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
why we never progress PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 08-06-2010 01:22

Views : 55

Favoured : 9

Published in : post, Daily Post


اینم از تراژدی کمدی دوم امروز:
تاسیس اولین شعبه بانک بانوان بانک ملی در مشهد...اول که این تصویر که ملاحظه میفرمایید نوشته "بانک ملی ویژه بانوان" حالا زیرش چهار تا سبیل کلفت نشستن..بماند که جلسه ساندیس خوری ولی کو خانوماش ها...بعدشم که این لینک خبر و وقت نذارین بخونین که حیف اینترنت و چشمتون هست من مهمترین اشو اینجا واستوم میزارم باشد که رستگار شویییییییییییییییید
 
"اولین شعبه بانک ملی ویژه بانوان با نام فاطمیه با حضور امام جمعه مشهد و استاندار خراسان رضوی در مشهد افتتاح شد."
 
 
"مدیر عامل بانک ملی در مراسم آغاز به کار این شعبه اظهارداشت:گشایش شعب ویژه بانوان توسط بانک ملی اقدامی نمادین در راستای توسعه فرهنگ فاطمی در سطح جامعه است."
 
"محمودرضا خاوری گفت: بحث عفاف و حجاب همواره مورد تأکید ما بوده است و ایجاد شعبی به نام حضرت فاطمه زهرا(س) به منظور احترام به اصل ولایت و تداوم آن در جامعه صورت می گیرد." 
 
" از مشتریان خواست برای حفظ سلامت امور در این بانک با کارمندان بانک ملی همکاری و مشارکت نمایند."
 
" آيت‌ا...سيد احمد علم‌الهدي افزود: هدف از تاسیس اين شعبه تفكيك جنسيتي زنان و مردان نيست بلكه هدف حفظ حدود زنان و مردان از يكديگر است."
 
"رئیس اداره امور شعب خراسان رضوی: بانک ویژه بانوان، آرزوی دیرینه بانوان کارآفرین کشور بوده است"
 
"این طرح شاخص ترین طرح ابداعی تاریخ بانکداری کشور به شمار می رود."
 
"اصغر عدالتی اسماعیل زاده افزود:  پس از اجرای نظام بانکداری اسلامی در کشور به عنوان انقلابی در صنعت بانکداری، افتتاح شعب ویژه بانوان از بزرگترین رویدادهای تاریخ بانکداری در کشور است."
 
 
 
 

 
خوب شما ها اون زیر چه میکنید ها؟
 
الان برین همین بانک ملی بگین به بل قناباد میخواین پول حواله کنین ..میگن تحریمیم نمی تونیم بعد اسمشو میزارن انقلاب بانک داری اسلامی با بهره 24 درصد
 
 
 

Last update : 08-06-2010 01:22

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
why we never progress PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 07-06-2010 20:58

Views : 34

Favoured : 8

Published in : post, Daily Post


"بچه های حسن شغال بدوید دور تغال"
 
از معایب زندگی در فرنگ اینه که به خاطر دسترسی به اینترنت پر سرعت بدون دغدغه فرستادن مشترکان به بهشت، هر هفته چنتا در خواست قد و نیم قد از دوستان و آشنایان و خانواده میگیری که فلان فایل و برام دانلود کن و فلان جا ثبت نام کن واسم و کردیت کارت ندارم فلان اپلیکیشن و پر کن ...خوب خدائیش هم واسه من اینجا کاری نداره این کارا رو کردن اگه دوستان متوجه اختلاف ساعت باشن و یهو ساعت پنج صبح زنگ نزنن..القصه دیروز یکی از رفقا زنگ زد و گفت این وام خود اشتغالی مهر رضا رو واسش ثبت نام کنم چون سرعت اونجا بسیار پایین ه و سایت وام دهنده مهرورز هم کرش کرده (این اتفاق چقدر موقع اعلام نتیجه سازمان سنجش میافتاد تا بلاخره دوستان سنجشی با مقوله پهنای باند آشنا شدن و مشکلات حل شد تقریبا نه تحقیقا) ما هم گفتیم خوب چه بهتر هم واسه این رفیق ثبت نام میکنیم هم بالاخره این انترنت بی سرعت به نصیبی واسه ما هم داره که خودمونم میریم ثبت نام یه پولی گیرمون میاد واسه باز پرداخت خدا بزرگه (اگه سرعت ا بالا بود ایران که عمری من خبر دار میشدم از وجود این همه مهر ورزی)..حالا بعد کلی گشتن و سایت مورد نظر و پیدا کردن با این پیام روبرو شدم "زمان ثبت نام از ساعت 8 الی 20 می باشد" خداییش این چه طور سیستم مکانیزه آنلاین ..ها...این چه فرقی کرد با همون سیستم سنتی..کلی هزینه میلیاردی کنی اداره ها رو پیپر لس کنی و سایت طراحی کنی بعد یهو یه نابغه ای که اصلا نمیدونه پشتیبانی 24 ساعته چیه یا اصلا نمیدونه فلسفه این آنلاین بودن چیه میاد میگه اقا ثبت نام از 8 صبح تا 8 شب...یعنی چی این ها..آدم که پشت این سرور ا دو تا بیشتر نیمخواد اونم واسه پشتیبانی تازه طرف از خونش هم میتونه تمتم مشکلاتو رفع رجوع کنه...سیستم انلاینمونم یک تراژدی کمدیه
 
 
 "زمان ثبت نام از ساعت 8 الی 20 می باشد" 
 
احتمالا برادرا واسه اینکه کامپیوتر ا خسته نشن 12 ساعت بهشون استراحت میدن و خاموش تا همه با هم بیکار باشیم . هشت و سی ببینیم بعد سر صبح تو اداره و سر کار همه پشت کامپیوتر به جای تکریم ارباب رجوع هی دکمه لا مذهب ریفرش و بزنیم شاید که از این خوان نعمت یه چیزی گیرمون بیاد

Last update : 07-06-2010 21:15

comment برگزیده ها Save to del.icio.us
 
A Taste of Stockholm PDF Print E-mail

Written by Administrator, on 04-06-2010 17:37

Views : 55

Favoured : 8

Published in : post, Daily Post


روایت استکهلم

 

بعد از یه روز زیر آفتاب دراز کشیدن رو سقف اپرای اسلو رفتم فرودگاه رجی که بیام استکهلم پیش یه دوست ، مزدک، بر خلاف نروژ تو فرودگاه استکهلم نگفتن خرت به چند..نه سوالی  ، نه جوابی ، نه پاسی خواستن..هیچ..خوشامدین به سوئد....از عجایب سوئد اینه که فروش الکل یه رانت داره و دست یه فروشگاهی ه به نام سیستم بلاگت و تو سوپر مارکت ا اصلن پیدا نمیشه...بگذریم ..از اونجایی که من خیلی خوش شانسم...تو سفر یه شارت بهم خورد و استکهلم و از بینی م در اورد...روزا بشین پای لپ تاب و روضه بنویس..ولی خداییش مزدک کلی حال داد و تو یه فرصت ایه کوتاه کلی از جاها رو نشونم داد..از موزه معماریش بگیر که مثل یه پارک بود تا....راهی کردن ما به هلسینکی...کلا استکهلم همون تهرون ا ..همه جا پر ایرونی ..و خیلی باحال...شانس اینکه دوستاتو اینجا ببینی خیلی بیشتر ه تا تهرون ببینیشون. مثلا یکی از چماعت "یه مشت بچه معمار" رو دیدم از گفتن اسم و چهرش شناختم ولی خوب باورم نمی شد مزید بر علت که همسر گرامی کنارشون بود و دیدم اگه آشنایی بدم باز معلوم نیست چقدر سو تفاهم ایجاد بشه ف یعنی خدایی من با این عضو یه مشت بچه معمار یه زمانی کلی ایمیل بازی داشتیم و یادم که جزوه فلسفه هنر دانشگاشو واسم فرستاد (خیلی جو دکترا داشتم و گفته بودن باید جروه فلانی رو بخونی)..حالا ما که تو 8 سال ایشونو حتی صداشو نشنیده بودیم فکرشئ بکنین تو خیابون تو استکهلم ببینی...

مهمترین شاخصه سوئد مخصوصا استکهلم زیبایی بی حد وحصر دختر ها و پسر هاش هست کلا وقتی تو مترو بودم فکر کردم اول اینا باید یه گروه از فشن ها و مدل و مانکن ای شهر باشن که از خوش شانسی من افتادن تو این واگن ولی بعد از یکی دو روز دیدم نخیر آقا این شهر یکی ار یکی دیگه زیبا تر است و این مشمول هم پسر هاست و هم دخترا...اینجا همه بل فطره مانکنن و هنر پیشه هالیوود...اینا رو خدا با دیتایل یک به یک نشسته تو هر هفت روز افرینش طرح زده و تو ساعت آخر اون هفت روز بقیه دنیا رو اسکیس زده...خلاصه از زیبایی این ملت همین بس که یه زور اونقدر ناخاسته به یه کاپل زل زده بودم تو مترو که دیدم دارن چپ چپ کگاه میکنن، منم دیدم که به ایستگاه نزدیک میشیم  رفتم جلو گفتم که دلیل زل زدنم بهتون اینه که تا حالا اینقد زیبایی یه جا جمع شده ندیده بودم و اونا که گیج بودن میخواستن چیزی بگن زدم بیرون از مترو...

 

 


 

 

 


 

                                                                          the biggest French Kiss ever

 

 

 

 اینم رفیق شفیق مزدک عزیز و من و کتابخونه اسپلوند asplund

 

 

 

اینم یه سنت که ملت لباس ای زیرشونو در میارن میندازن رو مجسمه های لخت شهری، فکر کنم یه جور نذر کردن به شیوه اینا مثل همون گره زدن پارچه به درخت  ماست

 

 

 

 

این تاثیر گذارترین عکسی بود که تو سفر گرفتم واسه خودم..عکس سه تا از چک های جایزه نوبل به جان اشتاین بک ، آلبر کامو و یکی دیگه


Last update : 04-06-2010 17:37

پیغام comment (1) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
<< Start < Prev 1 2 3 Next > End >>

Results 1 - 41 of 84