Sunday, 15 September 2019
کُردانیسم در معماری PDF Print E-mail

Written by faraz, on 01-07-2011 16:46

Views : 6906    

Favoured : 842

Published in : post, Daily Post


کپی کاری در مسابقات معماری

 
کار سمت راست رتبه دوم مسابقه باغ بازار سبزوار:
کار خانم ها: مریم رمضانى و مریم رضایى - کارشناسى ارشد معمارى منظر،آقایان مهراد مه نیا کارشناسى ارشد- پايداري معماري دانشگاه علم و صنعت و مجید ترکیان - کارشناسى ارشد معمارى منظر

کار سمت چپ:
بازار فرهنگی پروژه پیشنهادی برای خانه فرهنگ . هنر در بیروت دفتر معماری JAJA
http://www.bustler.net/index.php/article/competition_entry_for_house_of_arts_and_culture_beirut_by_danish_jaja_archi/

به نظر من اصلا کپی کردن تو معماری و یا ایده گرفتن بد نیست ولی اینکه نگی از کجا ایده گرفتی و با یک خزعبلاتی سعی کنی وانمود کنی که ایده خودت بوده و از آجر کاریهای بازار ای قدیمی تاثیر گرفتی خیلی کاره غیر حرفه ای است به مقدار لازم هم اسکریپت به ناف ایده ت ببندی فکر کنی دیگه خیلی معماری !!! پس فرقت با کردان چیه؟؟؟؟

قسمت تاسف بار قضیه اینه که حتی در روند ایده و دیاگرام های ایدئوگرام هم طراحان ایرانی دست رد به سینه طرح مورد استناد نزده اند!!!!!

واقعا امیدوارم از ته قلبم که فقط "شباهت های ناگزیر" باشه وحتی ایده نما و پوسته اش هم به راحتی می تونست جز همین ناگزیر ها باشه ، اون چیزی که منو خیلی به تردید میندازه نما های از زیر پروژه اس و اون فرم های مخروطر شکل برعکی که زیر حجم هستن و حجم روش نشسته ، این یکی شباهت خیلی عجیبه و خیلی نادر و تغریبا جزو امضا های پروژه بیروت ه ، اون ستون ها تو پروژه ایران میتونست هزار تا فرم دیگه داشته باشه ولی دقیقا مثل بیروت ه واین واسه من یه علامت سوال بزرگه؟؟؟

 
 
 
تعدادی از نظرات خوانندگان:
 باید به داوران مسابقه دست مریزاد گفت
بالاخره پیش میاد که آدم ها مثل هم فکر کنند! بعضی اوقات فکر می کنم ...کار تازه و ایده نویی دیگه وجود نداره. توی دنیا کار شبیه به هم خیلی زیاده
 خدا رو شکر کپی کرده اما رنگشو تغییر داده دامنه خلاقیت ها متفاوته دیگه :)
آقا چرا خودی رو در مقابل اجنبی ضایع میکنید؟ وطن ناپرست ها! هیچ می دونید ما ایرانی ها اولین قومی بودیم که آتش رو اختراع!!! کرد و از فرمی که در تصویر فوق می بینید استفاده کرد
سلام فراز عزیز واقعا برای جامعه حرفه ای معمار ایران متاسفم برای خودمون که این قد به اندیشه توهین میکنیم و با کپی کردن در مسابقات میخوایم خودمون رو مطرح کنیم ... آقا مرسی از مقایسه عالی که انجام دادی ... موفق باشی دوست عزیز
استادید را به آپدیت شدن تشویق می کنیم
فکر نمی کنی اینم از شباهتهای ناگزیر در معماری باشه ... به نظر من احتمالا عمدی در کار نبوده
سلام ... اصلا شباهت ناگزیر نیست ... کپی خودخواسته و مبتدیانه است
 
 
جوابیه : آقای مهرداد مهرنیا از اعضای گروه طراحی لطف کردند و جوابیه و تو ضیحاتی فرستادند که بدون کم وکاست اینجا اضافه می کنم  و من هم مثل ایشان ترجیح میدم که برای تبدیل نشدن این بحث به یه جدال بی فایده دو نفره قضاوت را به عهده خوانندگان بگزاریم ،  
 

سلام و ممنون از نقدتون، فقط از اونجایی که من در طراحی این پروژه بودم، به نظرم این نقد یه مقدار یک طرفه است و با واقعیت فاصله داره. من اون چیزی رو که میدونم توضیح میدم، قضاوت با دوستان.

در مورد آجر کاری و اینکه گفته شده آجر کاری فقط توجیهی بوده برای ایرانی جلوه دادن کار باید بگم ایده آجر کاری مربوط به یکی از پروژه های قبلی ما بود، سالن غذا خوری ای در یک کارخانه، که زمستان 1389 طراحی شد، و از اونجایی که تمام ساختمان های مجموعه آجری بود، پروسه طراحی با بررسی پتانسیل های آجر آغاز شد. در نهایت به نمایی آجری با گشایش های لوزی شکل ( بر مبنای پتانسیل آجر) رسیدیم که این گشایش ها به صورت پارامتریک در نما پخش شده بودند، اما به علت اینکه از چهار مدول پایه به وجود آمده بودند امکان ساختشان با محدودیت های موجود فراهم شد، این پروژه هم اکنون در مرحله فاز دو طراحی است و طی چند ماه آینده وارد فاز اجرایی می شود. رندر ها و مدارک اولیه کار (با اینکه دارای ایرادهایی است و طرح در پروسه طراحی دچار تغییرات زیادی نسبت به این مدارک شده است) را هم در فضای مجازی قرار دادیم. فکر نمیکنم شباهتی بین این رندر ها و طرح بازار فرهنگی پیشنهادی برای خانه فرهنگ و هنر در بیروت وجود داشته باشد. ( این هم لینک آلبوم در فیس بوک :

http://www.facebook.com/media/set/?set=a.1871754079378.2095391.1406932497

در نتیجه در پروژه باغ بازار سبزه وار هم گشایش هایی که برای ایجاد ارتباط بین فضای مرکزی و محیط شهری پیرامون پروژه مورد نیاز بود، شکلی لوزی مانند به خود گرفت (در اتود های اولیه این گشایش ها قوسی شکل بود، اما بعد از اعمال الگوی آجری به نمای مجموعه، به این نتیجه رسیدیم که بازشوها برای تبعیت از هندسه مدول های پایه باید به شکل نیم-لوزی باشند ). تنها تاثیری که پروژه بازار فرهنگی پیشنهادی برای خانه فرهنگ و هنر در بیروت بر پروژه باغ بازار گروه ما داشت در این مرحله بود: در طرح اولیه‌ی نما چهار مدول پایه فقط به صورت پارامتریک روی پوسته بنا توزیع شده بودند، اما با دیدن این پروژه به این نتیجه رسیدیم که اگر مدول های صلب (مدول پایه ای که هیچ آجری از آن کم نشده) را فقط در امتداد خطوط لبه گشایش های پایین بنا استفاده کنیم، و سه مدول دیگر که دارای بازشو هستند را در بقیه پوسته پخش کنیم، نما هماهنگی بیشتری با هندسه کار پیدا خواهد کرد. (در واقع خطوط لوزی‌ای در نما ایجاد می شود که با زبان فرمی قسمت پایین حجم هماهنگی بیشتری خواهد داشت.)

 نکته دیگر اینکه وقتی ما تعدادی از آجرهای پایینی نما را برای ایجاد گشایش حذف کردیم، به یک سری راه روهای نیم-لوزی شکل رسیدیم که فضای حیاط مرکزی را به فضای شهری متصل میکرد، اما نکته منفی ای که این راه رو ها به وجود می آورد تاثیری بود که بر محصوریت فضای مرکزی می گذاشت، لذا گشایش های داخلی به اندازه نصف آکس جا به جا شدند تا هم اتصال بین فضای مرکزی و فضای شهری حفظ شود و هم تا حد امکان محصوریت فضای مرکزی.(که روند این تغییرات در شیت مربوط به دیاگرام ها مشخص ایت.) از محل اتصال این گشایش ها به زمین هم به عنوان پایه های سازه ای استفاده شد. در مرحله بعد سعی شد این پایه ها با یک هندسه مشخص به هم متصل شوند، در ابتدا برای این مقصود از هندسه مثلث بندی استفاده شد، اما به علت این که این نوع هندسه سطح زیادی از فضای باغ – گالری (فضای ما بین باغ مرکزی و فضای شهری پیرامون) را پرت می کرد، تصمیم گرفتیم از هندسه منحنی استفاده کنیم که در فاصله کمی از پایه های سازه ای، فضای قابل استفاده (با ارتفاع دو متر) را برای حرکت کاربران داشته باشیم. نوع سیستم سازه ای، سیستم وافل انتخاب شد، تا سازه تهتانی هم مانند نمای ساختمان به صورت خلل و فرج دار باشد. در طراحی الگوی هندسی تقسیمات هم از ترسیمات ریاضی (رفرنس به کتب دوران راهنمایی و دبیرستان) استفاده شد تا مدول های سازه وافل به تبعیت از نمای بنا دارای تنوع باشند.

در مورد دیاگرام‌ها چون من (مهراد مه نیا) شخصاً دیاگرام ها رو تولید کردم و دوستان هم گروهی هیچ نظری ندادن باید بگم من بار اول هست که دیاگرام های این کار را می بینم. با اینکه دیاگرام‌های هر دو پروژه از نظر گرافیکی خیلی به هم شباهت دارند، ولی اگر دو دیاگرام در مقیاس بزرگتر دیده و با هم مقایسه شوند، به نظر من تفاوت های زیادی بین آن ها دیده خواهد شد، ما در دیاگرام‌ها میخواستیم توضیح بدهیم که فضای مرکزی ضمن اینکه محصور بوده و از نظر اقلیمی هم تا یه مقدار زیاد ایزوله هست، ولی با این حال با بیرون ارتباط داره و امکان استفاده از آن به عنوان یک پارک شبانه روزی وجود دارد.

اما اگر از بحث نمای بنا و پوسته آجری آن بگذریم، باید بگویم پروژه باغ بازار سبزه وار فقط یک پوسته آجری نیست. طراحی این پروژه از مقطع شروع شد و ایده های زیادی در مقطع، پلان و فضای مرکزی آن وجود دارد. ایده ایجاد انارستان نمادین در فضای مرکزی و قاب کردن آن با یک پل تا کاربران بتوانند هم در زیر این انارستان حرکت کنند (فضای زیر زمین) و هم در روی پلی که از کنار کاج این درختان می گذرد . . . ایجاد گشایش هایی در بنا برای ارتباط بین فضای مرکزی مجموعه و فضای شهری اطراف، تا با تبدیل فضای مرکزی به فضایی عمومی با کاربری بیست و چهار ساعته، سلامت فضا تا حد زیادی تضمین شود . . . طراحی سایبان هایی با ایده گل انار . . . فرو بردن یک طبقه از ساختمان داخل زمین برای هماهنگی بیشتر با اقلیم، و ...

یه نقدی هم دارم به نقد شما، و کلا نقد در جامعه خودمان . . . وینی مَس از اعضای ام.وی.آر.دی.وی یه جمله داره:

Everybody copies from each other. What is more interesting, is how we can build on each other’s ideas: invention follows invention follows invention.

نمونه بارز این طرز فکرم پروژه Lilypads اثر Vincent Callebaut و پروژه MER کار Bjarke Ingels هست، که شباهتشون واقعاً زیاده، ولی وینسنت کالبوت هیچ کجا اشاره‌ای به الهام گرفتن از پروژه بیگ نکرده. و هیچ جا هم متهم به کپی برداری نشده، چون ایده بیگ رو Develope کرده، با اینکه شباهت زیادی هم بین این دو وجود دارد.(یه مطلبی هم در این زمینه در سایت Eikongraphia هست که میتونید بهش مراجعه کنید.) به نظر من صرف اینکه دو پروژه از یه سری جهات شبیه هم هستن نمیشه گفت یکی از دیگری کپی برداری شده. اگه پروژه باغ بازار سبزوار هم از نظر پلان، مقطع، حیاط مرکزی، تعریف فضایی و دید پرنده با پروژه بیروت مقایسه بشه، یا حتی از نظر پروسه ای که طی شده تا به شکل لوزی (به عنوان یکی از اشکال اولیه هندسی) در نما برسیم، تفاوت های بین دو پروژه مشخص می شه. به نظر من این دو پروژه فقط در پوسته خارجی به هم شبیه هستن که اون هم تا حد زیادی نتیجه استفاده ما از مدول های آجر بود. پروژه بیروت جزء پروژه هایی بود که ما در پروسه طراحی بهش برخوردیم و همون طور که در بالا اشاره کردم در یک مرحله از کار هم روی پروژه ما تاثیر گذاشت. اما با توجه به اینکه در مرحله ای ما به این پروژه برخوردیم که خیلی از جوانب طرح شکل گرفته بود، به نظرم بی انصافیه که این پروژه متهم به کپی برداری از پروژه بیروت بشه . . .

از اونجایی که قویاً معتقدم این پروژه کپی برداری از پروژه بیروت نیست، خوشحال میشم اگر مایل بودید تلفنی هم راجع به پروژه صحبت کنیم . . . چون  الآن علاوه بر خود پروژه بحث آبروی دوستانی که در گروه طراحی بودن و برای پروژه زحمت کشیدن هم مطرح هست.

سلامت و پیروز باشید

مهراد مه نیا

 
 

باز خورد و نظریات تکمیلی خوانندگان در باره استفاده بدون استناد از طرح بازار فرهنگی بیروت توسط طراحان خودی در مسابقه باغ بازار که منجر به چند یادداشت در فبول ، رد تمام یا بخشی از پست در وبلاگ های مختلف شد از جمله زروان پلاس 1 و 2 را اینجا می خوانیم : ،

 

ترکیان: راستی‌ یه چیزی که باعث می‌شه در مورد این کار یه حس بهتری داشته باشیم اینه که افشار نادری تو کارا به کارا ما بالاترین نمرههارا داده بود و این برای معنا باارزش بود

 

بهرام کلانتری در ضمن پروژهٔ جالبیه ،و چقدر فضای داخلیش از اون فرنگی بهتره ،

جالبه ، به نظر من اگه کسی‌ بتونه ساختاری طراحی شده‌رو به جای دیگه بخرون حتما دامنه بزرگی‌ از تجربهٔ بصری و نیز هوش خوبی توی اسمبلینگ داره ، توی مسابقات معماری گاهان معما را یه کارو توی ۵ تا مسابقهٔ متفاوت شرکت میدان ، به هر صورت من فکر می‌کنم نشستن سر کوچه و اظهار نظر راجع به اینکه کی‌ شبیه چیه یا چی‌ شبیه کیه ، بیش از حد خاله زنکی و سره وو ناسره ربطی‌ به این ماجرا نداره ، زیاد این حرفای ده شصتی ، پا کرسی رو توی حیطه نقد نیارین ، شاد باشین

 

منتظری : نقد : جداسازی سره از ناصر به دور از حبّ و بغض>>>بهانه خوبی‌ شد تا دوستان منتقد تعریف نقد علمی‌ رو یاد بگیرند

 

.

 

Hooman Talebi

ایمان منم با تو موافقم که نوشتهٔ فراز یه نقد معماری نیست و لحنش بعضی‌ جاها هتاکانست- اصلا مطمئن هم نیستم که قصد نویسنده نوشتن یه نقد جدیِ معماری بوده و بیشتر به نظر میاد که یک یادادشت روزانه تو تارنماش باشه- ولی‌ شباهتِ استراتژیی که دو پروژهٔ در رابطه با نحوه ایجاد گشایش‌هاش ورودی و نحوه اتصال پوسته نما و سطحِ زمین به کار بردن بیشتر از صرفاً الهام گرفتنه هرچند شاید لغت کپی‌ یه مقدار زیاد باشه ولی‌ قطعاً امتیاز نو‌آوری رو از دست میدن تو این زمینه، تو جوابیهٔ یکی‌ از اعضای تیم طراحی‌ هم رجوع به این پروژه در حین طراحی‌ انکار نشده.

ناگفته نمونه که مشی طراحی نمای این پروژه خیلی‌ جالبتر از طرح
JAJA ست. استفاده از آجر و امکانات زیادی که به خاطرِ عمق داشتن و سه بعدی بودن در طراحی پوسته ایجاد میکنه خیلی‌ مهیجتره از پوسته‌ی طرح "بازار فرهنگی‌"ِ که بازشوهای نما فقط پر و خالیه. البته بعد از اینکه من طرح قبلی این گروهِ طراحی‌ رو برای سالن غذا خوری دیدم خیلی‌ ناامید شدم چون ایده آجر هیچ تحوّل خاصی‌ پیدا نکرده به نسبت کار قدیمی‌تر. به نظر میاد که میتونستن خیلی‌ تجربه‌های نوتری با آجر در ایجاد سطحی نما بکنن و پوسته رو چیزی فراتر از یه دیوار تخت عمودی طراحی‌ کنن. برای همینم از نظر من پرسپکتیوی که از سطح خیابون داران که به علت لنز "wide" دوربین دیوار رو غیر تخت نشون میده جالبترین تصویر پروژه ست. اصولاً به نظر میاد که آجر تو این پروژه نباید فقط پوسته‌ی نما رو ایجاد میکرد و بهتر بود که از رو سطحی نما ادامه پیدا میکرد و تاق‌های فضای مابینی رو ایجاد میکرد. فکر کنم خود طراح‌ها هم به این موضوع فکر کرده بودن چون با استفاده از رنگ مشابه آجر این تصور ایجاد می‌شه که نمای عمودی و نما - تاقها ادامهٔ همند، درست برعکس پروژه JAJA که با رنگ سیاه و سفید در تضاد هم قرار دارند.

به نظرم کارایی که تو
GSD و ETH با آجر کردن فوق‌العاده جالبن:

http://www.dfab.arch.ethz. ​ch/index.php?lang=e&this_p​age=lehre&this_page_old&th​ is_type&this_year&this_id=​%DB%B8%DB%B1


http://www.gsd.harvard.edu​/news/on_the_brinck.html


 

 

یک دوست

تقلب" علمی,ادیی یا هنری وغیره و اعتراض به ان مسئله ای جدای از "نقد " است. موضوع فراتری در میان است. پای اخلاق و صداقت حرفه ای در میان است. همینکه شخص چیزی که کتمان ان موجب تاثیر در رای داوران شود {حتی احتمالی} کتمان نماید مرتکب تقلب شده است.  
یاید توجه داشت که تفاوت معینی بین کار عادی حرفه ای و کار برای ارائه در مسابقه  وجود دارد.
"
کردانیسم" بار اخلاقی دارد و اخلاق حرفه ای  پیش فرض اصلی هر نوع مشارکت اجتماعی است.یازی یا مفاهیم و کلمات و فرم ها چه در قالب ارائه اثر و چه یصورت مرور یا نقد و غیره تنها به شرط رعایت قواعد اخلاق حرفه ای معنادار است.
از معضلات حرفه معماری کتاب مفصلی میتوان نوشت. "تقلب " معضل شناخته شده ای است. اما ظاهرن فصل جدیدی باید یه ان اضافه کرد تحت عنوان " تکنیک های توجیه تقلب و ارعاب معترض"

طبیعی است که داوران در مورد "معیار " های اعلام شده   {موضوع مسابقه  } دید گاه های متفاوت و حتی متضادی داشته باشند. بر اساس سلیقه و یا چهارچوب نظری متفاوت . اما این به هیچوجه طبیعی , خردمندانه و پذیرفته نیست که معیار هایی غیر از معبار های قرارداد شده یک مسابقه مبنای تمایز قرار گیرد و هیچ داور معتبری نیز چنین عمل نمی کند.
کلیه طرح های این مسابقه با استفاده از نرم افزار شکل گرفته است. پروزه دوم نیز همچون بقیه از نرم افزار برای ارائه فرم استفاده کرده است و نه تحلیل داده ها . از این نظر برتری و تمایز معناداری نمیتوان قائل شد.

 

علی خیابانیان۱٢:٢٥ ب.ظ - جمعه، ۳۱ تیر ۱۳٩٠

با سلام. به عنوان کسی که مدتی دست بر آتیش داشته و در زمینه نقد و تئوری معماری فعالیت کرده ام نظر تعدادی از دوستان رو در مورد نقد قبول می کنم اما دو تصویر بالا داد می زنه که منو کپی کردن. همه چی واضحه . فکر نمی کنم جز ابراز تاسف به طراحان پروژه و بی اطلاعی داروان حرف دیگری بشه زد. موفق باشید.

محسن۱٠:۱۱ ق.ظ - چهارشنبه، ٢٩ تیر ۱۳٩٠

گویا طراحان اکثرا معمار منظر هستند! به نظرم چون در کشور ما آموزش های روز معماری رو نداریم این اتفاقات می افته البته خیلی طبیعی هست! ای کاش می تونستم راحت تر بنویسم که نمی تونم حیف!

 

 

 

Shahab Mirzaean سلام ایمان عزیز متن جالبی بود و نقل قولهات هم خوب بود اما به نظرم شباهت خیلی زیاده و حتی توی فضای داخلی هم خیلی زیاد به هم شباهت دارن همه حرفهایی که زدی قبول دارم اما فکر کنم محصول تا حدی مشخص بوده و تاثیر زیادی توی روند طراحی و ذهن دوستان داشته

 

Last update : 14-05-2013 09:03

برگزیده ها Save to del.icio.us

Users' Comments  
 

Average user rating

 

Display 5 of 5 comments

1. 29-09-2013 18:53

hOnpqymGwqlYhGjvF
TUpxbo ibfwznnzfjor, wefucgjtsqut, [link=http://yyrflsfyyvaa.com/ ]yyrflsfyyvaa[/link], http://cvysrwxlueqk.com/
, IP: 46.161.41.32
ofzdwyq

2. 29-07-2011 12:42

www.faraz.info
نه متاسفانه آقای جلال ، من میانه اصلن نبودم ولی یه نفر دیگه رو با این اوصاف میشناسم که اگه ایمیل تون را بهم بدین براتون آدرسشو میفرستم ، امیدوارم در یافتن دوستتون خوش شانس باشید
, IP: 46.100.114.58
فراز

3. 29-07-2011 12:01

ندارم
سلام اقاي سليماني.من در دوران مدرسه دوستي داشتم با نام و فاميلي شما در شهر ميانه.ايا شما تصادفا در دوران راهنمايي در شهر ميانه تحصيل مي كردين؟
, IP: 86.57.98.67
جلال

4. 22-07-2011 12:47

http://worldarchitecture.org/khiabanian
با سلام. به عنوان کسی که مدتی دست بر آتیش داشته و در زمینه نقد و تئوری معماری فعالیت کرده ام نظر تعدادی از دوستان رو در مورد نقد قبول می کنم اما دو تصویر بالا داد می زنه که منو کپی کردن. همه چی واضحه . فکر نمی کنم جز ابراز تاسف به طراحان پروژه و بی اطلاعی داروان حرف دیگری بشه زد. موفق باشید.
, IP: 109.225.137.51
khiabanian

5. 17-07-2011 22:00

...
متاسفم من از این گونه نقد کردن ، که مثل بقیه مسائلی که در کشورمان می گذرد ، نه از لحاظ فنی و نه از لحاظ ادبی هیچ تشابه ای با یک نقد حرفه ای ندارد . و آفرین به آقای مه نیا که چنین جواب دقیقی در مقابل این همه تیکه های کوچه بازاری فرستاده است .، به نظر من ارزش این رفتار حرفه ای بالاتر از هر مسابقه و جایزه و اصالتی می باشد . آن چیزی که من در این تشابه و نقد(!) آن می بینم ، بیشتر احمدی نژادیسم نویسنده آن است ، تا کردانیسم معماران اثر! ،
, IP: 95.61.15.230
مانی خسروانی

Display 5 of 5 comments

comment



mXcomment 1.0.4 © 2007-2019 - visualclinic.fr
License Creative Commons - Some rights reserved
 
< Prev   Next >