Home arrow blog arrow حدیث طرح شش
Tuesday, 15 October 2019
حدیث طرح شش PDF Print E-mail

Written by faraz, on 20-10-2010 19:09

Views : 3868    

Favoured : 926

Published in : post, Daily Post


حدیث طرح شش

 

القصه

طرح شش با مهندس رضوانی بود رضوانی کلا به عدم تعادل و مودی بودن شهرت داشت چه از اون ترم ای اول که زیبایی شناسی کلاسیک درس میداد و ماها رو تا ساعت 11 شب رو پله های طبقه دوم ساختمون معماری میکاشت ، تا تک تک کرکسیون کنه که المانی که دانشجو های بخت برگشته طراحی کردن زیبایی شناسی کلاسیک داره یا نه !!! و ما سفر کیلومتر های از همه جا بی خبر رو پله ها به انتظار که یهو محسنی میومد و میشت تو اتاق رضوانی ، سیگار برگش و روشن میکرد و دو تاییی سعی میکردن همچی از روی دانشجوی بی نوا رد شن که از در آومد بیرون بره انصراف بده ، که البته در چندین مورد موفق هم شدن در به انصراف از تحصیل کشوندن ملت ، حالا تو این اوضاع احوال یهو محسنی میگفت علیر ضا امشب بایر با منچستر مسابقه داره ...و اساتید گرام بدون اینکه به خیل منتظران کرکسیون ندا بدن که ما رفتیم فوتبال ببینیم جیم میشدند و ما ها هم روی پله ها به انتظار تا اینکه ساعت یک شب انتظامات میومد بالا و میگت که مهندستان رفتن ، گمشین برین بیرون تا ندادم اسما تون و به کمیته انظباتی....اینو داشته باشین بعد 4 سال میای طرح شش و استادت مثلن میشه رضوانی که یه اسیست هم اورده بود از بچه های دانشگاه که داشت منظر می خوند شهید بهشتی اسمشو یادم رفته فکر کنم خانم مهندس خوشبخت بود...گروه طرح ما ایمانین بودن متشکل از ایمان طاهری و ایمان ملک ابادی و من ...کلی کار کردیم واسه طرح سه ماه همش تو یه شرکتی بودیم شبا که سقفش سوراخ بود به پشت بوم و صاحب ساختمون خروس نگه میداشت رو پشت بوم ، خروسه هم میومد نصف شبی سرشو می کرد تو یه قو قو لی میکرد خلاصه تمام تحویل موقت ا رو نمره آ گرفتیم و خانم اسیست م ثبت میکرد ، اونقدر کارامون تازه و جذاب بود که بعد از هر جلسه رضوانی میگفت یه سی دی  از اون جلسه رو بهش بدیم و ما هم شده بودیم نوکر بی جیره و مواجب جناب رضوانی ، روزایی هم که رضوانی میوومد و معلوم بود که پریود مغزی شده و باز تعادل نداره همیشه منیجش میکردیم تا اینکه شد یه هفته به تحویل، اومد سر کلاس و بعد کرکسیون بهم گفت بیا شرکت کارت دارم ، منم از همه جا بیخبر عصرش رفتم دفتر آقا ، اول که گفت سابقه تو بگو از مسابقه ها و مقالاتت تعریف کن بعدشم گفت من می خوام فعالیت بین المللی کنم و کارای این سطحی انجام بدم پاشو بیا تو بخش تحقیقات دفتر کار کن و یه بخش بین المللی جدا هم را بنداز که البته از پولم خبری نیست ( قیلا هم خبر داشتم که اونایی که تو دفترش کار میکنن ساعتی 100 تا 200 تا تک تومنی حقوق میگیرن سال 83 بود اونوقت و دستمزد نرم جاهای دیگه بود ساعتی 800 تا 1200)...منم سادگی کردم و گفتم که باعث افتخاره مهندس ولی الان سرم شلوغه و بزار یه هفته ای فکرامو بکنم  خبرشو میدم..اونم گفت باشه ، سه روز ه بعد تحویل دادیم کارمنو و آخرین کرکسیون اسیست گفت که بهترین پروژه کلاسین و مهندس گفته که نمرشون اینا بالای 19 است ما هم خوشحال....شد روزهیهات نمره رو برد زده بود واسمون دوازده و نیم !!! بله بهترین گروه شد دوازده و نیم و ما هم گفتیم حتما اشتباه شده چون کار کلاسی واسمون گذاشتن صفر میریم میگیم حل میشه انشا الله ولی رفتن به اتاق رضوانی همان و دهن باز کردن همان که مردک شروع کرد به فحش دادن و بلند بلند جیغ زدن و دری وری گفتن و ما ها هم هاج و واج که چرا این اینجوری کرد ، اونجا بود که شصت من خبردار شد که پسره یه اوسکل ، این قضیه از جای دیگه ای آب می خوره و این کونش داره میسوزه که تو چرا نرفتی پیشش بردگی مثل بقیه بچه های دفترش و موقعی که نمرات وارد کارنامه شد دیدم بازم کم کرده و داده دوازده تا به امید خدا مارو مشروط کنه رو درس 6 واحدی تخصصی ارشد که بازم مثل همیشه تیرش خطا رفت چون اون ترم من 13 واحد درس داشتم که همش 20 شد بجز همین دوازده J)) نمیدونم این ما جرا رو به ایمانین گفتم قبلا یا نه اگه نگفتم که شرمنده..شما ها به چوب نه گفتن من به یه استاد نمای پریود ذهنی یه دیوانه که فکر میکنه همه باید برده آقا باشن دوازده شدین...و این شد نمره "نه" گفتن ما

 

 

 


Last update : 14-05-2013 09:03

برگزیده ها Save to del.icio.us

Users' Comments  
 

Average user rating

 

Display 6 of 6 comments

1. 28-10-2010 11:34

www.faraz.info
م.م مرسی از این یاداوری شعر مولانا...به جا بود...حقیقتا من خودمو اصلن الان دیگه ناراحت نمی کنم...قبلا ناراحت میشدم..الان نه...
, IP: 78.38.146.139
faraz

2. 28-10-2010 02:31

www.mnvj.com
خواجه با خود گفت کاین پند من است  
راه او گیرم که این ره روشن است  
از این چیزا تو این سرزمین زیاد هست تو خود شو نا راحت نکن.
, IP: 84.47.198.231
م.م

3. 22-10-2010 14:41

www.faraz.info
سینا تجربه بهم ثابت کرد نمره اول ا هیچ گهی نیستن یا دارن الان واسه چندر غاز منت دانشگا رو میکشن یا با پول ای باباشون دارن فرنگ ول میچرخن
, IP: 65.49.14.59
faraz

4. 22-10-2010 10:17

www.red-balloon.blogspot.com
lezat bordim, unayee ke nomre avalo ina shodan ke hich *** nashodan! ostada ham hich *** nashodan! ayande az aane mast!
, IP: 96.237.70.134
sinsin

5. 21-10-2010 21:11

www.faraz.info
لیدا موافقم ...روزی که دفاع پایان نامه کردم یادمه به بچه ها گفتم که بزرگترین حسرت زندگیم اینه که چرا فارغ التحصیل شدم از اینجا این مدرک مایه شرمه....گه دورانی بود گه
, IP: 217.219.71.197
faraz

6. 21-10-2010 17:37

llllll
وای فراز !!!هر وقت این خاطرانت رو می خونم انگار می خوام در دم دق مرگ بشم!!!! از این جهت که شباهت های زیادی توش می بینم با اوضاع خودم و سوالی که همیشه از خودم می پرسم اینه که چرا از اون دیوونه خونه حداقل با مدرک لیسانس نیومدم بیرون 
:? باید قبول کنیم این دیگه اشتیاه خودمون بود  
موافقی? 
 
حالا حتما یک سری از اون هم کلاسی های قدیم (مدرسان فعلی) میان و سنگ دانشگاه رو به سینه می زنن ولی  
من عمیقا واسشون متاسفم چون وابستگی به محیط مسموم آدم رو مسموم می کنه دیر یا زود... 
 
 
 
 
:? :?
, IP: 82.134.78.158
لیدا

Display 6 of 6 comments

comment



mXcomment 1.0.4 © 2007-2019 - visualclinic.fr
License Creative Commons - Some rights reserved
 
< Prev   Next >