Home arrow blog
Friday, 24 November 2017
blog
افسانه های واقعی PDF Print E-mail

Written by faraz, on 10-11-2010 01:53

Views : 2640    

Favoured : 670

Published in : post, Daily Post


زن با بچه ها نشسته داره سریای پی ام سی میبینه، داستان یکی که به خاطر عشق حتی خواهر شو میکشه
مرد میخواد وی اُ ای نگاه کنه ولی نمیتونه بخاطر سریال میره تو حیاط سیگار بکشه
پسر بزرگ از راه میرسه ، بابا رو میبینه در حال سیگار ، مادر و بقیه در حال تماشای سریال، میشینه تخم مرغ ا رو میزاره تو ماکرو و یه نیمرو میزنه 
 
سریال تموم شده ، خبر وی اُ ای هم تموم شده هر کی داره میره بخوابه، تبلیغات کنسرت کامران هومن پخش میشه واسه دوبی بیستو چندم
 
زن میگه  اِ اِ تولد فلانی هم همین روزه 
پسر بزرگ میپرسه راستی سالگرد ازدواجتون کِی بود 
زن یه نگاه میکنه با یه غم تو چشاش میگه "امروز" و...سکوت
پسر بهت زده که چرا پدر اینقد بی تفاوته ، نه یه تبریک نه یه گل نه یه بوسه نه یه هیچییی و همینزور مادر نه یه لباس متفاوت نه یه آرایش
پسر میره و میشینه به کار پشت کامپیوتر ، یه صدایی میاد شبیه ناله و فریاد میدوه میره تو کتابخونه ، باباشو میبینه که داره کابوس میبینه و هذیون میگه
 
یادش میاد از مادرش که چند رو ز پیش نشست و هق هق گریه کرد پیشش..که چرا اینقد ازم انتقاد میکنین
 
یهو تو صفحه کامپیوتر یکی اومد گفت از دوستی و ازدواج....
 
لعنتی این سیگار کجاست، کی این شرابا رو تموم کرده..آخرین فکرای پسر بوودددددد

Last update : 14-05-2013 09:03

پیغام comment (5) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
کتاب فروشی خیلی باکلاس PDF Print E-mail

Written by faraz, on 07-11-2010 22:00

Views : 2622    

Favoured : 659

Published in : post, Daily Post


چند روز پیش واسه پیدا کردن یه شماره از مجله های معمار شهر(مشهد) و زیر و رو کردم پیدا نشد که نشد ، یکی گفت برو کتابفروشی کسری تو سجاد...ما هم سَر خر و کج کردیم اونجا و به دنبال مجله هر چی میگشتم بین قفسه ها خبری از معمار نبود که نبود از فروشنده یه بچه مو فرفری قشنگ ، پرسیدم آقا مجله معمارتون کجاست ...مو قشنگ ما که بشدت گرم مصاحبت با یکی از جوجه فنچ های مانکن بود ، سرشو به سختی برگردوند و با یه نگاه معنادار و یه لبخند بسیار معنادارتر گفت ما معمار نداریم اونو تو کیوسک ای روزنامه فروشی میتونین بخرین ..از معمار خیلی بهتر مجله داریم مس این....من متعجب گفتم یعنی شما کتابفروشی تخصصی معماری مجله معمار نمیارین...فرمودند آخه سطحش خیلی پایینه....دیگه حرفی نزدم و یه دقیقه سرم و الکی گرم کردم تا برم از این خرابشده بیرون ، با خودم فکر میکردم که به تو چه بچه فوفول اصن من همون تبلیغات معمار و دوست دارم به تو چه که ممزی میکنی واسه من که چی بخونم چی نخونم ..داشتم میرفتم بیرون که ی آگهی رو در فروشگاه بسیار با کلاس تخصصی نظرمو جلب کرد "اعزام دانشجو برای تحصیل در معماری به قبرس با 20 درصد تخفیف در شهریه" ...اونجا بود که معنای تخصص و فهمیدم ...خدا حافظ و گفتم و رفتم بیرون...پسر مو قشنگ که گرم صحبت های تخصصی با مانکن بود جوابی نداد و همچنان به جنبش نرم افزاری تخصصیش ادامه می داد

Last update : 14-05-2013 09:03

پیغام comment (5) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
ترس، محافظه کاری و شجاعت PDF Print E-mail

Written by faraz, on 03-11-2010 02:28

Views : 2518    

Favoured : 667

Published in : post, Daily Post


دفعه اولته میگی نَه دفعه چندمه، دفعه چندمته میگی دفعه اولمه....بدبختیش اینجایه که دیگه نمیدونی دفعه چندمی...نمی دونی چیی...لذت دفعه اولی رو از دست دادی با وانمود کردن دفعه چندمی و لذت دفعه های چندم رو از دست میدی با وانمود کردن که دفعه اولی


Last update : 14-05-2013 09:03

پیغام comment (2) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
حدیث طرح شش PDF Print E-mail

Written by faraz, on 20-10-2010 19:09

Views : 3111    

Favoured : 764

Published in : post, Daily Post


حدیث طرح شش

 

القصه

طرح شش با مهندس رضوانی بود رضوانی کلا به عدم تعادل و مودی بودن شهرت داشت چه از اون ترم ای اول که زیبایی شناسی کلاسیک درس میداد و ماها رو تا ساعت 11 شب رو پله های طبقه دوم ساختمون معماری میکاشت ، تا تک تک کرکسیون کنه که المانی که دانشجو های بخت برگشته طراحی کردن زیبایی شناسی کلاسیک داره یا نه !!! و ما سفر کیلومتر های از همه جا بی خبر رو پله ها به انتظار که یهو محسنی میومد و میشت تو اتاق رضوانی ، سیگار برگش و روشن میکرد و دو تاییی سعی میکردن همچی از روی دانشجوی بی نوا رد شن که از در آومد بیرون بره انصراف بده ، که البته در چندین مورد موفق هم شدن در به انصراف از تحصیل کشوندن ملت ، حالا تو این اوضاع احوال یهو محسنی میگفت علیر ضا امشب بایر با منچستر مسابقه داره ...و اساتید گرام بدون اینکه به خیل منتظران کرکسیون ندا بدن که ما رفتیم فوتبال ببینیم جیم میشدند و ما ها هم روی پله ها به انتظار تا اینکه ساعت یک شب انتظامات میومد بالا و میگت که مهندستان رفتن ، گمشین برین بیرون تا ندادم اسما تون و به کمیته انظباتی....اینو داشته باشین بعد 4 سال میای طرح شش و استادت مثلن میشه رضوانی که یه اسیست هم اورده بود از بچه های دانشگاه که داشت منظر می خوند شهید بهشتی اسمشو یادم رفته فکر کنم خانم مهندس خوشبخت بود...گروه طرح ما ایمانین بودن متشکل از ایمان طاهری و ایمان ملک ابادی و من ...کلی کار کردیم واسه طرح سه ماه همش تو یه شرکتی بودیم شبا که سقفش سوراخ بود به پشت بوم و صاحب ساختمون خروس نگه میداشت رو پشت بوم ، خروسه هم میومد نصف شبی سرشو می کرد تو یه قو قو لی میکرد خلاصه تمام تحویل موقت ا رو نمره آ گرفتیم و خانم اسیست م ثبت میکرد ، اونقدر کارامون تازه و جذاب بود که بعد از هر جلسه رضوانی میگفت یه سی دی  از اون جلسه رو بهش بدیم و ما هم شده بودیم نوکر بی جیره و مواجب جناب رضوانی ، روزایی هم که رضوانی میوومد و معلوم بود که پریود مغزی شده و باز تعادل نداره همیشه منیجش میکردیم تا اینکه شد یه هفته به تحویل، اومد سر کلاس و بعد کرکسیون بهم گفت بیا شرکت کارت دارم ، منم از همه جا بیخبر عصرش رفتم دفتر آقا ، اول که گفت سابقه تو بگو از مسابقه ها و مقالاتت تعریف کن بعدشم گفت من می خوام فعالیت بین المللی کنم و کارای این سطحی انجام بدم پاشو بیا تو بخش تحقیقات دفتر کار کن و یه بخش بین المللی جدا هم را بنداز که البته از پولم خبری نیست ( قیلا هم خبر داشتم که اونایی که تو دفترش کار میکنن ساعتی 100 تا 200 تا تک تومنی حقوق میگیرن سال 83 بود اونوقت و دستمزد نرم جاهای دیگه بود ساعتی 800 تا 1200)...منم سادگی کردم و گفتم که باعث افتخاره مهندس ولی الان سرم شلوغه و بزار یه هفته ای فکرامو بکنم  خبرشو میدم..اونم گفت باشه ، سه روز ه بعد تحویل دادیم کارمنو و آخرین کرکسیون اسیست گفت که بهترین پروژه کلاسین و مهندس گفته که نمرشون اینا بالای 19 است ما هم خوشحال....شد روزهیهات نمره رو برد زده بود واسمون دوازده و نیم !!! بله بهترین گروه شد دوازده و نیم و ما هم گفتیم حتما اشتباه شده چون کار کلاسی واسمون گذاشتن صفر میریم میگیم حل میشه انشا الله ولی رفتن به اتاق رضوانی همان و دهن باز کردن همان که مردک شروع کرد به فحش دادن و بلند بلند جیغ زدن و دری وری گفتن و ما ها هم هاج و واج که چرا این اینجوری کرد ، اونجا بود که شصت من خبردار شد که پسره یه اوسکل ، این قضیه از جای دیگه ای آب می خوره و این کونش داره میسوزه که تو چرا نرفتی پیشش بردگی مثل بقیه بچه های دفترش و موقعی که نمرات وارد کارنامه شد دیدم بازم کم کرده و داده دوازده تا به امید خدا مارو مشروط کنه رو درس 6 واحدی تخصصی ارشد که بازم مثل همیشه تیرش خطا رفت چون اون ترم من 13 واحد درس داشتم که همش 20 شد بجز همین دوازده J)) نمیدونم این ما جرا رو به ایمانین گفتم قبلا یا نه اگه نگفتم که شرمنده..شما ها به چوب نه گفتن من به یه استاد نمای پریود ذهنی یه دیوانه که فکر میکنه همه باید برده آقا باشن دوازده شدین...و این شد نمره "نه" گفتن ما

 

 

 


Last update : 14-05-2013 09:03

پیغام comment (6) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
Reincarnation of Hitler PDF Print E-mail

Written by faraz, on 18-10-2010 14:40

Views : 3116    

Favoured : 753

Published in : post, Daily Post


Merkel : "BERLIN (AFP) – Germany's attempt to create a multi-cultural society has failed completely, Chancellor Angela Merkel said at the weekend, calling on the country's immigrants to learn German and adopt Christian values."


it's just like a joke "adopt christian values"....new interpretation of democracy by Germany

 

 

Merkel : "saying the country was being made "more stupid" by poorly educated and unproductive Muslim migrants."



oh my god, these poor Muslims were chosen by Germany to come to this country 30 years ago to be a simple workers itis not their fault, it's simply germany's fault ...who give them the visa....!!!!...you bring poor Muslims to your country to work the hardest then afte consuming all your slaves energy you call it "more stupid" !!!!!!

 

 

 

Merkel : ""When one doesn't speak the language of the country in which one lives that doesn't serve anyone, neither the person concerned, the country, nor the society," the Turkish president told the Suedeutsche Zeitung"

 

she must be kidding!!!! , in Europ and Asia you can't even find a single country that all of it's people speak on language, in Iran at  least 5 different languages are spoken , and they are serving their country very well, please don't play stupid game , you just searching for pretext

 

"A recent study by the Friedrich Ebert Foundation think tank showed around one-third of Germans feel the country is being "over-run by foreigners" and the same percentage feel foreigners should be sent home when jobs are scarce."

 

oh la la!!!!! one should interpret this "one-third " as a revoking and reincarnating of Nazi Party or simply as racist!!!,




it seems that Ahmadinejad is every where in the world in different shapes figures and gender, German Ahmadinejad is Merkel, french Ahmadinejad is Sarkozi, and the most popular Ahmadi nejad in the world is of course Berlosconi (plz search his video on youtube )

 

 

Please Germany Just change yourselfe instead of nagging and imposing sanction on Iran!!! cause it's the real stupid act against the humanity and Democracy (obviously not your way of Democracy) 


Last update : 14-05-2013 09:03

پیغام comment (66) برگزیده ها Save to del.icio.us
 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 7 Next > End >>

Results 55 - 61 of 61